محمد رضا واليزاده معجزى

34

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

از ديگران خود را لايق جانشينى مىدانست - ادعاى « 1 » رياست داشت ؛ غلام على خان امير همايون هم از يك طرف ؛ شيخ على خان امير عشاير داماد على مردان خان هم از يك طرف مدعى رياست بود ؛ عده‌اى هم پيرامون على رضا خان پسر ارشد على مردان خان كه هنوز خيلى جوان بود جمع شده و مىگفتند رياست نبايد از اين خانه به جاى ديگرى منتقل گردد . اين انشعابات و اختلافات روزبه‌روز دامنه‌اش وسيعتر مىشد و هردسته سعى داشت كه عده بيشترى را با خود هماهنگ سازد . . . اين چنددستگى به نفع قواى اعزامى تمام شد و ايل بيرانوند نمىتوانست پيرامون يك نفر از اين خوانين جمع شده و تصميم خطرناكى عليه قوا بگيرد . « 2 » خاصه اينكه شيخ على خان و غلام على خان كه دو قطب يا دو ركن مهم اين دسته‌بنديها بودند ؛ هنوز از دستگاه دولت مايوس نشده و اميدوار بودند كه بتوانند تأمين محكمى از فرمانده قوا بگيرند و با حكم فرمانده قوا به رياست ايل بيرانوند منصوب شوند . 4 خرم‌آباد حاكم‌نشين لرستان بعد از خراب شدن شهر شاپور خواست كه در دهانه جلگه كره‌گاه قرار داشته و منار و سنگ نوشته از آن باقى مانده [ است ] ، شهر خرم‌آباد ساخته شد و از همان ابتدا حاكم‌نشين لرستان بوده [ است ] « 3 » . اتابكان لر و واليان لرستان هم تا زمان حسن خان - كه به امر آقا محمد خان به پشتكوه رفت - نيز در همين شهر حكومت كرده‌اند . از زمان حسن [ خان ] تا استبداد صغير نيز چنين بوده و براى اثبات اين مدعا دليلى واضحتر و قانع‌كننده‌تر از قلعه فلك الافلاك و گلستان ارم نمىتوان ارائه داد . ولى از استبداد صغير به بعد كه لرستان دستخوش هرج‌ومرج و بىنظمى گرديد و عشاير بيرانوند مانع ورود حكام به لرستان مىشدند ، به حكم اجبار بروجرد را مركز حكومت قرار دادند و يك نفر از متنفذين لرستان و خرم‌آباد را بعنوان نايب الحكومه خرم‌آباد

--> ( 1 ) . اصل : او از يك طرف ادعاى . ( 2 ) . در همين اوان سلطان صارم كه تا درجه سرتيپى ترقى كرد و گويا بروجردى الاصل بوده به‌مناسبت دوستى و مودتى كه فىمابين او و شير محمد خان ايلخانى سگوند وجود داشت برحسب دستور امير احمدى و شريف الدوله حكمران لرستان به‌طور محرمانه و بىسروصدا به لرستان آمد تا از روحيه عشاير استنباطهايى بكند و بفهمد كه طرز برخورد آنها را با لشكر چگونه مىتوان پيش‌بينى كرد . سلطان صارم بعد از مدتى توقف در خانه شير محمد خان ايلخانى و چند سفر و تماس كوتاه با بعضى عناصر به بروجرد مراجعت و آنچه ديده و شنيده و استنباط كرده بود براى امير احمدى بيان مىكند . ( 3 ) - در كتاب تاريخ گزيده از دو شهر شاپورخواست و خرم‌آباد ياد شده است . ( ويراستار )